جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
2079
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
مكى خود كه باعث مهاجرت ايشان شده بودند ، در حالى كه تجارت را از آنان آموخته بودند ، به تجارت پرداختند . « 1 » نبرد ميان طبقه برخوردار و طبقه محروم ، در عهد على بن ابىطالب ( ع ) شديدتر بود ، زيرا فتوحاتى كه در فاصله عهد پيامبر و عهد علوى صورت گرفته بود ، اموال بسيارى را نصيب عرب كرده ، راههاى تازهاى براى استفاده به روى آنها گشوده ، و سرزمين وسيعى از كشورها و شهرها و تمدنها را در كف آنها قرار داده بود . بعضى از حاكمان مىخواستند همهء منافع را به خود اختصاص دهند ، و برخى هم كوشش مىكردند كه فرزندان خود را هم به نوايى برسانند . سياست مالى عثمان كه قبلًا دربارهء آن سخن گفتهايم در ميان مردم همان نظام طبقاتى را به وجود آورد كه اسلام با آن جنگيده بود . اين سياست ، بار ديگر تمام امتيازات قديمى را به طبقه حاكمه بخشيد ، و بر ثروت و نفوذ ايشان افزود ، و با ثروت و نفوذى كه كسب كرده بود ، به منظور دفاع از خويش ، بر ضد مصلح اجتماعى جديد ، علىبنابىطالب ( ع ) كه در روح عرب ، مظهر ويژگيها و معانى انسانى بود ، به مبارزه پرداخت . طبقه استعمارگر جديد ، بسيار نيرومندتر و سختگيرتر از طبقهاى بود كه با مصلح اول به مبارزه برخاسته بود . وقتى ابوسفيان نمىتواند دست از وجاهت و تجارت خود بكشد و با فروتنى با پيامبر بيعت و همراهى كند ، از لحاظ منطق طبقاتى طبيعى است كه پسرش معاويه نيز نتواند دست از سلطنت خود در شام بردارد ، و از اموالى كه در آن ديار گرد آورده و آرزويى كه نسبت به موروثى كردن سلطنت در خانواده خود دارد ، چشم بپوشد و به على
--> ( 1 ) تاريخ الحركات الفكرى فىالاسلام ، ص 20 - 21